صنایع فرهنگی در اقتصاد کشور های مختلف
صنایع فرهنگی گونهای از صنعت است که به خلق ایده، تولید و توزیع محصولات و خدماتی میپردازد که ماهیت فرهنگی دارند و مخاطب آنها جنبهها و ابعاد فرهنگی فرد و جامعه است. از آنجایی که تولید محصولات و خدمات فرهنگی بر خلاقیت، مهارت، دانش و استعداد تولیدکنندگان آن استوار است، صنایع فرهنگی را صنایع خلاق نیز مینامند .
صنایع فرهنگی از شاخه های مختلفی تشکیل شده است، که هر شاخه به انواع گوناگونی از صنایع فرهنگی تقسیم می شود. صنایع فرهنگی دارای اهمیت فراوانی در زمینه های گوناگون می باشند. در کشور ما ایران این صنایع از جنبه های مختلف دارای اهمیت می باشند صنایع فرهنگی یکی از پرسودترین حوزه های تولید ملی است. چرا که با سرمایة کمتر و نیز زمان کمتر بازگشت سرمایه، ثروت بیشتری تولید می کند..
صنایع فرهنگی گونهای از صنعت است که به خلق ایده، تولید و توزیع محصولات و خدماتی میپردازد که ماهیت فرهنگی دارند و مخاطب آنها جنبهها و ابعاد فرهنگی فرد و جامعه است. از آنجایی که تولید محصولات و خدمات فرهنگی بر خلاقیت، مهارت، دانش و استعداد تولیدکنندگان آن استوار است، صنایع فرهنگی را صنایع خلاق نیز مینامند .
مفهوم صنایع فرهنگی
مفهوم «صنایع فرهنگی» نخستینبار طی جنگ جهانی دوم و در مکتب فلسفیِ فرانکفورت برای توصیف صنعت قدرتمند فیلمسازی امریکا به کار رفت. طبق تعاریف متداول، صنایع فرهنگی محصول بنگاههایی است که برای عموم مردم، اطلاعات و سرگرمیهای آموزشی، علمی و فرهنگی، در قالبهای مختلفِ تکثیرشدنی، طراحی و تهیه میکنند. هدف صنایع فرهنگی (که با عناوین دیگری همچون «صنایع رسانهای»، «صنایع حقتکثیر (کپیرایت)» و حتی «صنایع محتوایی» نیز شناخته میشود) مفهومسازی، هماهنگسازی، تولید، ارتقا و تجارت کالاهای فرهنگی در قالبهای مختلف، اعم از کتاب، مجله، روزنامه و ژورنال، فیلم و محصولات صوتی ــ تصویری، ویدیو و نوارکاست، نرمافزار، لوح فشرده (سیدیرام) و دیگر محصولات است.
شایان ذکر است اخیراً با توجه به پیشرفتهای فنّاوری میتوان محتوای موجود در این محصولات کموبیش «سنتی» را بهراحتی و در کمترین زمان از طریق شبکههای الکترونیکی از جایی به جای دیگر منتقل کرد. کشورهایی که به اهمیت استراتژیک صنایع فرهنگی پی برده و اقدامات مناسبی انجام دادهاند امروزه از نظر اقتصادی و همچنین نفوذ فرهنگی، در سطح بینالمللی، موقعیت ممتازی دارند و بهعکس کشورهایی که به دلایل مختلف، اعم از ایدئولوژیک، سیاسی، اهداف اقتصادیِ کوتاهمدت یا حتی ماهیت فرهنگی، از صنایع فرهنگی خود حمایت نکردهاند امروز به هجوم محصولات و محتواهای فرهنگی بیگانه گرفتار شدهاند و در معرض همهگونه پیامدهای جدی آن،همچون به خطرافتادن هویت فرهنگی و پرداخت هزینههای سنگین یا فشار برای ایجاد مانع در برابر واردات فرهنگی، قرار گرفتهاند و بدینسبب، چه از لحاظ اقتصادی و چه فرهنگی، در معرض خطر انزوا قرار دارند. در واقع، صنایع فرهنگی سهم چشمگیری در دسترسی افراد به اطلاعات، آموزش، و فرهنگ و نیز اشتغالزایی دارند و در ارائۀ تصویر فرهنگی یک کشور یا ملّت و ایجاد جایگاه مناسب در اقتصاد بینالمللی مؤثرند. به همین علت در تحلیل عمیق و مستدل فرهنگی و تدوین استراتژیهای حوزۀ «فرهنگ و توسعه» بررسی دقیق صنایع فرهنگی هماکنون از اولویتهای کاری بسیاری از دولتها، سازمانها و نهادهاست.
صنایع فرهنگی بهترین منبعی است که برای روشن شدن فرهنگ و هویت کشورها بررسى میشود؛ زیرا فرهنگ، پایه و اساس تمدن هر کشورى است که نسلهاى انسانى در زمان حیات خود از آن بهره مىجویند و با اتکا به آن، به زندگى و فعالیتهاى روزمرۀ خود در کنار یکدیگر شکل میدهند.
مىتوان گفت صنایع فرهنگى حاصل فعالیتهاى نویسندگان، هنرمندان، معماران، موسیقىدانان، و تجلى معنویت مردم و ارزشهایى است که به زندگى معنا مىدهند.
صنایع فرهنگى نتیجۀ عوامل محسوس و نامحسوس است که خلاقیت مردم از طریق آنها متجلى مىشود. این عوامل عبارتاند از: زبان، آداب و رسوم مذهبی، باورها، مکانها و یادمانهاى تاریخی، ادبیات، کارهاى هنری، آثار موجود در آرشیوها و مراکز اسناد و کتابخانهها و نظایر آن، که در قالب صنایع فرهنگی میتوان آنها را ارائه کرد.
شاخه های مختلف صنایع فرهنگی:
- صنایع فرهنگی هنری: شامل سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی، موسیقی، نمایشگاه های هنری، مد و طراحی لباس، طراحی دکوراسیون، صنایع دستی و پویا نمایی
- صنایع فرهنگی چندرسانه ای: شامل ماهواره، رادیو، تلویزیون، وب سایت های اینترنتی و تبلیغات
- صنایع فرهنگی مکتوب: شامل کتاب ها، نشریات و رزونامه ها
- صنایع فرهنگی سرگرمی: شامل موزه داری، جشنواره ها، تفریحات، گردشگری، اسباب بازی و بازی های رایانه ای
صنایع فرهنگی در دو بعد فرهنگی و صنعتی:
در بعد فرهنگی می توان به این ویژگی ها اشاره نمود:
صنایع مختلف، محصولاتی تولید میکنند که تنها ارزش فیزیکی دارند و مادهی اولیه بیشتر آن ها را طبیعت فراهم میکند. این محصولات غالباً معنا و مفهوم خاصی را منتقل نمیکنند. اما ماده اولیه تولیدات در صنایع فرهنگی، از احساسات و تراوشهای ذهنی افراد خلاق و اصحاب فرهنگ گرفته میشود؛ و آنچه ارزش تولیدات و خدمات فرهنگی را رقم میزند، محتوای آن ها است که یک پیام فرهنگی را به مخاطبان خود انتقال میدهد.
صنایع فرهنگی در زمره صنایع نرم قرار میگیرد؛ اما معمولاً از طریق یک رسانه یا ابزار انتقال مییابد که ممکن است سختافزاری باشد. به عنوان مثال فیلم سینمایی یک محصول صنایع فرهنگی است که ماهیت نرم دارد اما از طریق ابزارهای دیجیتال جابهجاشده و به فروش میرسد. بنابراین در صنعت فرهنگی باید بین محتوای فرهنگی و ابزار انتقال تفاوت قائل شد.
صنایع فرهنگی، هویت بخش هستند. هویت فرهنگی ملت ها و تمدن ها جز از طریق صنایع فرهنگی با هیچ صنعت دیگری نمی تواند به سایرن معرفی شود.
انواع صنایع مهم فرهنگی
صنعت سینما
سینما به عنوان یک صنعت تاثیر گذار در عرصه فرهنگ توانسته است جایگاه بالایی را در مناسبات بین فرهنگی به دست آورد.امروزه صنعت سینمای هالیود و بالیود چشم های ملل مختلف دنیا را به سمت فرهنگ دو کشور ایلات متحده آمریکا و هندوستان خیره کرده و ضمن ایجاد پایگاه سیاسی مناسب برای این دو کشور در سحط جهان درامدهای اقتصادی هنگفتی را نصیب این کشورها مخصوصا امریکا نماید.
صنعت تئاتر وانواع نمایش ها
امروزه تئاتر با دارا بودن گرایش ها و زمینه های مختلف تبدیل به علمی فرهنگی، هنوز هم در سایه قدرت سینما وتلویزیون حرف های بسیاری در زمینه انتقال ،تبادل و تغییرات فرهنگی می تواند داشته باشد.
صنعت رسانه
دهکده جهانی مورد نظر مک لوهان همه چیز خودرا وامدار صنایع رسانه ای است و این صنعت توانسته با فراگیری و همگانی شدن خود موثرترین عنصر در زمینه های مختلف فرهنگی باشد. بی شک همه ما با رسانه های مختلف کم و بیش سروکار داریم و می توان گفت دنیای امروز ما بدون حضور رسانه ها مفهوم و جذابیت خود را از دست خواهد داد.رسانه های زیر بیشترین تحولات را در عرصه فرهنگ امروز رقم می زنند.
صنعت چاپ و نشر
از دوره چاپ سنگی تا دوره چاپ دیجیتال امرزی باید صنعت کهنسال و با قدمت چاپ را از جمله موثر و مستمرترین صنایعی در زمینه فرهنگ دانست که توانسته است دین خود را به فرهنگ جهان ادا نماید و هنوز هم می تواند همپای سایر صنایع جدید به اثرگذاری خود ادامه دهد .در زمینه نشر نیز با توجه به ظهور نشریات و نوشته های مجازی نمی توان از نیاز فرهنگ به نشریات ، کتاب و نوشته های کاغذی چشم پوشی نمود.
مقایسته محصولات فرهنگی با مصنوعات تجاری
1- محصول فرهنگی- هنری بازتاب دهنده اندیشه، باور و شرایط فرهنگی خاص است و هدف از عرضه آن، انتقال پیامی مشخص است که منبع پیام فرهنگ خاص می باشد.
2- محصول تجاری هدفی دیگر را تعقیب میکند؛ کالای تجاری تابعی از سلیقه و نیاز مشتری است؛ کالای تجاری اگر متقاضی نداشته باشد، تولید نمی شود و در هر صورت، ویژگی های آن را طرف متقاضی تعیین میکند. در عین حال، این دو محصول«فرهنگی» و « تجاری» یک وجه شباهت دارند. هر دو باید به گونه ای عرضه شوند که رغبت و میل متقاضی( دریافت کننده پیام یا مصرف کننده کالا) را برانگیزند تا خریدار حاضر شود هزینه خرید آن را بپردازد. کالای فرهنگی که رغبت مخاطب را جلب نکند، خریده نمی شود و مصنوع تجاری که به نیاز مصرف کننده پاسخ ندهد، از بازار حذف خواهد شد
به عقیده اقتصاددانان، عوامل تولید و موقعیت آنها در اقتصاد، عناصر و نیروهای اصلی تعیین کننده رشد اقتصادی هستند و نرخ رشد اقتصادی یک کشور، همراه با تغییر در موقعیت اقتصادی این عوامل افزایش یا کاهش می یابد. هرگاه تقاضای کل تولید بیش از عرضه کل باشد، نتیجه آن تورم قیمت ها و رونق بازار می باشد؛ در صورتی که برعکس، تقاضا کمتر از عرضه باشد، اقتصاد وارد رکود می شود و زمانی که بین حجم تقاضای کل و مقدار عرضه توازن برقرار باشد، سطح قیمت ها در تعادل و ثبات می ماند که به این حالت ثبات اقتصادی گویند. سه حالت رونق، ثبات و رکود در اصطلاح اقتصاد دانان، « سیکل اقتصادی» نامیده می شود.
ویژگی های صنایع فرهنگی در بعد صنعتی عبارتند از:
- صنعت با تولید و توزیع نظاممند کالاها و خدمات سر و کار دارد. بنابراین فعالیتهای فرهنگی آن گاه میتوانند مصداق صنایع فرهنگی باشند که فعالیتها و فرآیندهای جاری در آنها بر اساس شیوههای صنعتی مدرن انجام شوند.
- در صنایع فرهنگی مانند دیگر صنایع باید اهداف اقتصادی داشت. برای فعالیت های فرهنگی باید انگیزه و هدف اقتصادی نیز داشت تا در زمره صنایع فرهنگی قرار گیرد.
- از آن جایی که یکی از ابعاد مهم در صنعت، تولید انبوه است. در صنایع فرهنگی مانند سایر صنایع تولید باید به صورت انبوه صورت گیرد.
- فناوری، زیربنای صنایع فرهنگی است. در حال حاضر در صنایع فرهنگی از فناوری های پیشرفته استفاده می شود. به عنوان مثال در صنعت سینما، فناوری جایگاه بسیار مهمی دارد. فناوری ابزار تولید است و برای طراحی و تولید محصولات و خدمات فرهنگی به این ابزار نیاز است.
صنایع دستی کشورهای مختلف
صنايع دستي هر كشور علاوه بر جايگاه اقتصادي در مقام سفيران فرهنگي آن منطقه نقش دارند. در واقع هر قطعه از اين مصنوعات ساخته شده توسط هنرمندان كشورها دنيايي از فرهنگ محل توليدشان را همراه دارند. بنابراين ايران با توجه به تنوع اقليمي و قومي خود ميتواند صدها هزار سفير فرهنگي را هر ساله به كشورهاي ديگر بفرستد نه اينكه تنها يكي دو محصول از ايران مثل فرش در جهان نمادي از كشورمان باشند.
صنایع فرهنگی در جهان
صنایع فرهنگی در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، تقریبا جایگاه اول را از نظر اقتصادی به خود اختصاص داده است. به عنوان مثال در قاره آمریکا، اقتصاد ایالات متحده در سیطره صنایع فرهنگی است. فرهنگ در کشور کانادا بخش پویای اقتصاد آن است.
در سند استراتژی تجارت جهانی کانادا در سال ۲۰۰۵ آمده است: ما در صنایع مختلف ترجیح می دهیم عمدتا تولید کننده و صادر کننده باشیم تا وارد کننده محض، اما در صنایع فرهنگی ضرورت دارد که ما وارد کننده نباشیم. وارد کننده و مصرف کننده فرهنگ دیگران بودن به هیچ وجه پذیرفتی نیست.
با توجه به نمونه های فوق مشاهده می کنیم که کشورهای پیشرفته در صنایع فرهنگی پیشتاز هستند، اما بسیاری از کشورهای در حال توسعه با این که پتانسیل بالایی در صنایع فرهنگی دارند، به رغم میراث فرهنگی غنی و استعدادهای فرهنگی سرشار، عمدتاً بازیکنان حاشیه ای این عرصه میباشند.
در اروپا، صنایع فرهنگی دچار تحولات زیادی شده است. به عنوان مثال در فرانسه، وسعت تولیدات در زمینههای کتاب، فیلم و انواع محصولات فرهنگی به طور مداوم از افزایش برخوردار بوده و تولید و توزیع این محصولات در این کشور وجهه بین المللی یافته است. صنعت تبلیغات در انگلستان بزرگترین بازار اروپایی این صنعت بوده است و انگلستان، تصمیم دارد به قطب اصلی توسعه صنایع فرهنگی در قاره اروپا تبدیل شود.
در آسیا و اقیانوسیه، چینیها در سالهای اخیر توجه ویژهای به صنایع فرهنگی داشته اند و طرحهای گستردهای برای آن ریختهاند. در سال 2006 یکی از مهمترین نمایشگاههای بین المللی صنایع فرهنگی در چین برگزار شد. حوزه فرهنگی کره جنوبی دارای اقتصادی پویا است. بیشترین درآمد کشور هند در حوزههای سینما و تولید نرمافزارهای رایانهای میباشد. سرمایهگذاری بر روی صنایع تفریحی و فرهنگی از جمله مهم ترین اولویتهای فرهنگی دولت استرالیا محسوب میگردد.
حتی در آفریقا، کشور آفریقای جنوبی، دارای استراتژی های جدی و مطالعه شده در حوزه صنایع فرهنگی است.
با توجه به نمونه های فوق مشاهده می کنیم که کشورهای پیشرفته در صنایع فرهنگی پیشتاز هستند، اما بسیاری از کشورهای در حال توسعه با این که پتانسیل بالایی در صنایع فرهنگی دارند، به رغم میراث فرهنگی غنی و استعدادهای فرهنگی سرشار، عمدتاً بازیکنان حاشیه ای این عرصه میباشند.
صنایع فرهنگی در ایران
ممکن است این سوال پیش آید که چرا صنایع فرهنگی در کشور ما، به رغم نقش آن در رشد اقتصادی، تقویت تولید ملی و اشتغال زایی، تاکنون توسط مسئولان و مدیران فرهنگی مورد توجه جدی قرار نگرفته است و موانع رشد و توسعه آن در ایران چیست.
موانع اقتصادی، فرهنگی و حقوقی توسعه صنایع فرهنگی :
اولین دسته از موانع توسعه صنایع فرهنگی در ایران، موانع اقتصادی است. در کشور ما به صنایع فرهنگی به مثابه یک صنعت نگریسته نمی شود و بخش فرهنگ به عنوان یک بخش مولد اقتصادی و نهاد تولید ثروت
تلقی نمی شود و این بخش صرفاً به منزله مرکز هزینه دیده می شود. همچنین اغلب مدیران موسسات فرهنگی، اطلاعات کمی در خصوص قابلیتهای تجاری و اقتصادی صنایع فرهنگی دارند و به این دلیل که کار خود را اقتصادی و یا دارای بازده اقتصادی نمیبینند، غالباً خواهان حمایتهای دولتی هستند.
چالش اقتصادی دیگر، گسترش کمی و کیفی صنایع فرهنگی در سطح جهان است. در واقع محصولات فرهنگی کشور ما وارد رقابت شدید جهانی شدهاند. کشورهای پیشرو در عرصه صنایع فرهنگی، دارای امکانات زیادی هستند و همچنین با جهانی شدن اقتصاد و ظهور شبکه های اینترنتی، عرضه، تبادل و دسترسی به محصولات فرهنگی در سراسر جهان آسان و سریع شده است، و محدودیت های زمانی و مکانی دسترسی به بازار صنایع فرهنگی بسیار کم شده است. بدین ترتیب رقابت برای تولید کنندگان و عرضه کنندگان محصولات و خدمات فرهنگی کشور ما دشوار شده است.
دسته دوم از موانع رشد صنایع فرهنگی، موانع فرهنگی است. صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، عموماً در پس زمینه صنایع سخت دیده میشود. به همین دلیل، در توسعه اقتصادی کشور نقش مهمی به صنایع فرهنگی داده نمیشود. همچنین شاخههای مختلف صنایع فرهنگی، اغلب به عنوان شاخههای مجزا و بدون هیچ رابطهای میان آن ها دیده میشوند. وقتی هر یک از این شاخهها، مستقل دیدهشوند، کوچک به نظر میرسند و بخشی مهمی در صنعت و اقتصاد به شمار نمیآیند.
موانع حقوقی، سومین دسته از موانع رشد و توسعه صنایع فرهنگی محسوب می شود. چالش جدی که در صنایع فرهنگی وجود دارد، قاچاق محصولات فرهنگی، نادیده گرفتن حق پدیدآورنده، سرقت علمی و…است.
نقش صنایع فرهنگی در رونق تولید ملی
یکی از مسائل مهم در حمایت از تولید ملی، اولویت گذاری و انتخاب صنایعی است که باید در تولید ملی به آنها پرداخت. با توجه به فرصت ها و تهدیدات و منابع محدود مالی، نیروی انسانی، تجهیزاتی و … امکانات کشور را باید در برخی از صنایع استراتژیک متمرکز نمود. در این راستا هنگامی که بحث از تولید ملی، ثروت آفرینی ملی، اشتغال زایی و … می شود، نگاه ها ابتدا به سمت صنایعی چون نفت، گاز، پتروشیمی، خودروسازی، فولاد، سیمان و … می رود و دیگر صنایع چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. در حالی که اگر شاخص های ثروت آفرینی، اشتغال زایی، رشد اقتصادی و … را در نظر بگیریم، صنایع فرهنگی یکی از اولویت ها خواهد بود.
نقش صنایع فرهنگی در رونق تولید ملی در ابعاد زیر قابل بررسی است.
- نقش صنایع فرهنگی در بعد ثروت آفرینی ملی: میزان فروش محصولات فرهنگی نظیر برخی از فیلم های سینمایی، سریال های شبکه خانگی، کتاب های رمان، انیمیشن ها و بازی های کامپیوتری بسیار بالاست. صنایع فرهنگی یکی از پرسودترین حوزه های تولید ملی است. چرا که با سرمایة کمتر و نیز زمان کمتر بازگشت سرمایه، ثروت بیشتری تولید می کند.
در صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، می توان از قابلیت های شبکه های اینترنتی و تجارت الکترونیک استفاده کرده و بازار این صنایع را بدون محدودیت های زمانی، مکانی و جغرافیایی در گستره جهانی تعریف نمود. بدین ترتیب با تسهیل عرضه و گسترده شدن بازار، میزان فروش محصولات فرهنگی افزایش چشمگیری می یابد که منجر به افزایش ثروت آفرینی ملی می شود.
- نقش صنایع فرهنگی در بعد اشتغال زایی: میزان سرمایه گذاری لازم برای ایجاد یک شغل مستقیم در سایر صنایع بسیار زیاد است، در حالی که در صنایع فرهنگی میزان سرمایه گذاری مورد نیاز کمتر است. همچنین اشتغال زایی در صنایع فرهنگی بسیار متنوع است. زنجیره صنایع فرهنگی دامنه گسترده ای از خدمات را در بر می گیرد، که باعث اشتغال زایی در زمینه های مختلف این زنجیره می شود. علاوه بر آن با توجه به این که مساله اشتغال بیشتر در بین دانش آموختگان دانشگاهی مطرح است، به دلیل این که صنایع فرهنگی بیشتر نخبه ها و متخصصین را جذب می کند، می تواند معضل بیکاری را در این قشر کمتر کند.
اقتصاد فرهنگ و صنایع فرهنگی در ایران و جهان
اقتصاد فرهنگ کهگاه با اندکی تسامح از آن با عنوان اقتصاد هنر نیز یاد میشود به تحلیل قواعد و قوانین و بررسی راهکارهای توسعه گردش مالی، سودآوری و دیگر نماگرهای اقتصادی در گستره بخش و فرهنگ و یا به عبارت دقیقتر در حوزه کسب و کارهای فرهنگ بنیاد (Culture-based) میپردازد. اقتصاد فرهنگ، حاصل نگریستن به حوزه فرهنگ از منظری اقتصادی و تلاش برای تأمین منابع، توسعه فرصتهای کاری و رفع مشکلات اقتصادی بنگاههای فرهنگی میباشد. «اقتصاد فرهنگ شاخهای کاربردی از علم اقتصاد است. حیطه موضوعی اقتصاد فرهنگ را میتوان کاربرد اصول، مفاهیم و نظریههای علم اقتصاد در جهت تبیین و تحلیل مسائل اقتصادی بخش فرهنگ و در نهایت ارائه خط مشیهای سیاسی در جهت بهبود مدیریت اقتصادی فعالیتهای فرهنگی دانست. همچنین اقتصاد فرهنگ میتواند به بررسی و تحلیل آثار و نقش فعالیتهای فرهنگی در توسعه اقتصادی نیز بپردازد. در تعریف دیگری آمده است: آنچه میتوان اقتصاد فرهنگ نامید: توصیف و تحلیل ویژگیهای مشهود عرضه و تقاضا و نیز ویژگیهای رابطه متقابل عرضه و تقاضا در صنایع گوناگون تشکیل دهنده بخش فرهنگ است. محققان حوزه اقتصاد فرهنگ، به بررسی تقاضای اجتماعی محصولات فرهنگی، تغییر بودجه اختصاص یافته دولت به فرهنگ در اثر نوسانات اقتصادی، رشد و گسترش صنایع فرهنگی (مانند مطبوعات، کتاب، فیلم، سینما و تلویزیون) و تحولات سریع فناوری در این صنایع و نیز بررسی در زمینه سطح، نوع و کارایی یارانههای تخصیص یافته به بخشهای مختلف فرهنگ نیز توجه نشان دادهاند.
پیوند فرهنگ ، هنر و اقتصاد ملل در صنایع دستی
اهداف عمده ایران در ترویج صنایع دستی است . بخشي از اين اهداف ، با برگزاری مراسم گوناگون و بیان فعالیتها و تجليل از فعالان اين عرصه تجلی پیدا می کند . برپایی نمایشگاه بزرگ صنایع دستی در تهران ، یکی از این فعالیتها است که تا 15 ژوئن ادامه خواهد یافت .
مقوله صنایع دستی که پس از انقلاب صنعتی تقریباً فراموش شده بود ، بار دیگر پس از جنگ جهانی دوم ، در کشورهای تازه استقلال یافته آن زمان نظیر اندونزی ، هند ، پاکستان ، سریلانکا و چین مطرح شد . این کشورها صنایع دستی را به عنوان هسته اول شکل گیری اقتصاد ملی خود مطرح می کردند . آنها صنایع دستی را به عنوان حلقه مکمل اقتصاد خود ، مورد حمایت قرار دادند و نتایج مطلوبی نيز بدست آوردند . در ایران ، صنایع دستی از دهه 1960 به عنوان فعالیتی مکمل مشاغل روستایی مورد توجه قرار گرفت.
چنانکه اکنون سهم صنایع دستی در تامین درآمد ارزی ایران به طور متوسط ده درصد است . اکنون حجم تجارت جهانی صنایع دستی ، بین 14 تا 5/14 میلیارد دلار در سال است که چهار میلیارد آن به فرش اختصاص دارد . بنا بر آمارهای رسمی ، حدود ده میلیون نفر از ایرانیان در بخش صنایع دستی بویژه بافت فرش شاغل هستند و حداقل حدود شش میلیون نفر دیگر ، از این صنعت ارتزاق می کنند .
اما ویژگی های این هنر - صنعت چیست که می تواند اینگونه در حفظ فرهنگ تاثیرگذار باشد و از سوی دیگر در اقتصاد و توسعه ملل نقش داشته باشد ؟
حفظ کیفیت تولید، تضمین اعتبار سنتی
صنایع دستی به عنوان صنایع بومی که قدمت تاریخی دارد با گذشت زمان مغفول مانده و در صورت فقدان توجه میتواند جایگاه خود را از دست بدهد که با کاهش قیمت تمام شده، افزایش کیفیت و معرفی بهتر میتوان جلوی آن را گرفت. بخش کیفی محصولات صنایع دستی را باید هنرمندان این رشتهها مد نظر قرار دهند و با ارتقای کیفیت محصولات تولیدی، زمینه فروش محصولات خود را در بازارهای داخلی و خارجی فراهم کنند.
آموزش فراگیر صنایع دستی، اشتغال و کارآفرینی زودبازده
در صورتی که آموزشهای رایگان صنایع دستی به طور جدی در دستور کار مسئولان کشور قرار بگیرد، همه ساله هزاران نفر از کلاسهای آموزشی رشته های مختلف صنایع دستی بهرهمند خواهند شد که این امر بستر اشتغال تعداد زیادی از جوانان کشور را تشکیل خواهد داد. صنایع دستی ظرفیتی مغفول در اقتصاد کشور ماست که میتوان با اتکا به آن حجم گسترده ای از اقتصاد کشور را اداره کرد.
با این اوصاف آنچنان که پیداست، صنایع دستی به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی میتواند سهمی عمده در توسعه کشور داشته باشد. با درک صحیح از این صنعت و هنر میتوان زمینه را برای حضور هرچه بیشتر این صنایع در زندگی روزمره فراهم کرد و با استفاده از ظرفیتهای این بخش به اقتصاد و فرهنگ ایرانیان یاری رساند.
آیا می دانید که ایران، چین و هندوستان سه قطب مهم صنایع دستی جهان هستند و در این میان کشور ایران از نظر تنوع رشته های مختلف صنایع دستی در صدر تمامی کشورها قرار دارد؟، و باز آیا می دانید که از ۲۲ میلیارد دلار در سال که حجم تجارت بین المللی صنایع دستی در جهان است، سهم ایران تنها ۲ میلیارد دلار است؟، براستی چرا با وجود قدمت دیرینه صنایع دستی ایران و حضور هنرمندان و استادکارانی ماهر و با تجربه در کشور، صنایع دستی ایران نه تنها در بازارهای جهانی بلکه در بازارهای داخلی نیز رونق لازم را ندارد؟.
حل این مشکل به یاری دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته صنایع دستی امکان پذیر است. افرادی که با تجربه علمی و عملیای که در دانشگاه آموخته اند می توانند خواست مردم و سلیقه روز را دریابند و با خلاقیت و ابتکار صنایع دستی ایران را برای حضور در بازارهای داخلی و خارجی کارآمد سازند . همین امر نشان می دهد که موقعیت کاری برای فارغ التحصیلان این رشته زیاد است چون تجربه نشان میدهد که نوآوری و بهبود در زمینه های مختلف در محیط سنتی خود به خود توسعه و اشاعه پیدا نمی کند و تنها به یاری توسعه تعلیم و تربیت امکان پذیر است و چنین کاری نیز از عهده متخصصان رشته صنایع دستی بر می آید که با دایر کردن کارگاههای صنایع دستی در نقاط مختلف کشورمان به مردمی که این صنایع را نسل در نسل فرا گرفته اند، راه و روشهای جدید و طرحهای نو را بیاموزند.
نتیجه گیری
صنایع دستی ، ویژگی های ارزنده دیگری نیز دارد . قابلیت ایجاد و توسعه در مناطق شهری و روستایی و عشایری / نداشتن آثار مخرب زیست محیطی و ایجاد درآمد مکمل برای تمامي اقشار و گروههای سنی ازجمله مهمترین مزایای توسعه صنایع دستی است . نسل امروز باید بداند که صنایع دستی از چه پشتوانه فنی ، تکنیکی و هنری برخوردار است و از این سند هویت تاریخی ملتها ، شناخت کافی داشته باشد . روز جهانی صنایع دستی ، فرصتی مناسب است که در این افتخار دیرینه تمدن بشری بیاندیشیم و آن را بهتر بشناسیم .
منابع:
modiriate-farhangi.blogfa.com/.
dari.irib.ir/.../2309
biznews.ir/vdci.ua3ct1a33bc2t.html
www.ensani.ir/.../20110111144324
www.mefa.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object...