صنایع فرهنگی ایران و انواع آن
ميتوان انواع محصولات فرهنگی را که غالباً فرآیند عمل هنری بصورت زیر تقسیم نمود
1. سینما-تئاتر-ادبیات -نقاشی- موسیقی-مجسمه سازی-معماری-عکاسی-صنایع دستی-و زیر مجموعههای آنها:
گرافیک- خوشنویسی-شعر-داستان-سفال-تندیس- فیلمنامه
کمتر از یک دهه از
طرح ادبیات موضوعی صنایع فرهنگی در کشور میگذرد. در این مدت کوتاه، اگرچه شاهد برپایی
برخی از مجامع تخصصی و همایشهای علمی در این حوزه بودهایم اما علیرغم فرصتها و
ظرفیتهای موجود، اقدام عملیاتی، سامان یافته و فراگیری را در این خصوص صورت
نپذیرفته است. برابر برآوردها سهم ایران از تجارت گسترده کالاهای فرهنگی در سال
چیزی نزدیک به صفر است و این درحالی است که عوامل متعددی در کشور وجود دارد که
ضرورت پرداختن به صنایع فرهنگی در ایران را نه تنها توجیه پذیر بلکه دارای اولویت
قرار میدهد. از جمله این عوامل میتوان به موارد زیر اشاره داشت:
- تنوع بیمانند قومیتی و فرهنگی ایران و سابقه غنی،
قوی و بسیار متنوع کشور در حوزه هنر و صنایع دستی و برخورداری از موقعیت ممتاز جهت
توسعه گردشگری فرهنگی، آئینی و اقلیمی
-
طیف بسیار گسترده انتخابها در رشتههای متنوع صنایع فرهنگی متناسب با
نیازها و توانمندیهای بومی و منطقهای در جای جای کشور
- سهم رو به افزایش خرید کالاهای فرهنگی متناسب با
توسعه اقتصادی کشور و بازار رو به توسعه این دست از محصولات (جالب است بدانیم سهم
فرهنگ در سبد هزینه خانوار در کشور از کمتر از دو دهم درصد در سال افزایش یافته است و برابر برخی از برآوردها این
رقم هماکنون به بیش از ۵ درصد رسیده است.
- ظرفیتهای برجسته صنایع فرهنگی در کمک مؤثر به حل
معضل اشتغال در کشور (در این گروه از
صنایع معمولاً نیاز به سرمایهگزاری برای ایجاد شغل هر جدید بهطور نسبی بسیار
پائین بوده و نرخ بازدهی سرمایهگزاری بالاتر است(
از نیازهای فوری و
ضروری به منظور توسعه عمومی صنایع فرهنگی در کشور میتوان به موارد ذیل اشاره داشت:
- تدارک پشتوانههای قانونی لازم برای توسعه صنایع
فرهنگی و در رأس آنها قوانین مربوط و مرتبط با صیانت از حقوق خالقان و مالکان
آثار معنوی و تولیدگران کالای فرهنگی
- ثبات و ساماندهی نظام تصمیمسازی و راهبری بخش
فرهنگ و هنر در کشور به منظور فراهم آوردن امکان همسویی و همافزایی دستگاههای
متولی در بخشهای گوناگون،
- فرهنگسازی گسترده، هدفمند و مداوم در
سطوح گوناگون (به ویژه مدیران میانی دولتی) به منظور ترویج نگاه اقتصادی به حوزه
فرهنگ و معرفی بیشتر و بهتر ظرفیتهای بکر و برجسته صنایع فرهنگی
صنايع فرهنگى با شاخههاى گوناگون فعاليت، در عين حال ارتباط
نزديک و نيرومندى با هم دارند. اين شاخهها عبارتند از: کتاب، روزنامه و مجله،
صفحه، راديو، تلويزيون، سينما، محصولات جديد ديد و شنودى و خدمات مربوط به آنها،
عکاسي، تکثير آثارى هنرى و تبليغات.
گردشگری مهمترین صنعت فرهنگی ايران است
گردشگری در ذات خود یک عمل فرهنگی است، ملاقاتی که بین گردشگر و محیط فرهنگی اتفاق می افتد یک ملاقات فرهنگی است، ما باید به افراد جامعه این آگاهی را بدهیم که با اهداف فرهنگی به گردشگری بپردازند.
گردشگری به عنوان یک عامل فرهنگی که وفاق ملی ایجاد می کند و موجب آشنایی اقوام مختلف با یکدیگر می شود یاد کرد
وقتی یک گردشگر به کشورمان سفر می کند و به این درک می رسد که ایرانی ها انسان های فرهیخته، متمدن و میهمان نوازی هستند این درک می تواند بزرگترین و بهترین عامل خنثی کردن تبلیغات منفی دشمنان باشد.
گستره این فرهنگ کهن امروزه با وجود مرزهای غیر واقعی شامل کشورهای تازه استقلال یافته : تاجیکستان , ازبکستان , ترکمنستان , آذربایجان , ارمنستان , داغستان , کردستانات , افغانستان , پاکستان , عراق و بحرین می باشد . امید بسیار داریم که فرزندان برومند این سرزمین با تمام نیرو این فرهنگ را احیا کنند و باردیگر نه تنها در ایران کنونی بلکه در تمامی سرزمینهای ایرانی اطراف ما که با مرزهای غیر واقعی , بی کفایتی و توطئه های استعمارگران جدا شده اند نیز گسترش دهند . "فرهنگ هفت هزار ساله ایرانی را امروز میتوان به مانند یک صندوقچه ای کهن تشبیه کرد که در گوشه ای از خانه ما ( ایران ) قرار گرفته است و ما ( نسل امروز ) بهره لازم از آن نمی بریم" . گنجینه ای که گرد و غبار هزاران ساله بر روی آن نشسته است و جوانان ما امروز دست به دامان فرهنگ ضد فرهنگی غرب شده اند . البته درست است که ما تا به امروز از این گنجینه کهن بهره کافی را نبرده ایم ولی از جهات دیگر میتوان اینگونه برداشت کرد که همین فرهنگ بوده است که ما را تا به امروز مستحکم و زنده نگاه داشته است . تمدنهای بزرگ مصر , آشور , بابل , سومر و . . . همگی از دید زمانی در ردیف تمدن ایران قرار داشته اند و همگی روزگاری بسیار نیرومند بوده اند پیرامون این فرهنگ کهن که امروز بدون شک باید از آن بهره لازم را برد و برای نسلهای آینده نیز این گنجینه را زنده نگاه داشت .
- اهمیت صنایع فرهنگی
* صدور فرهنگ ایرانی اسلامی به جهان
* دفاع از فرهنگ خودی در مقابل تهاجم فرهنگی
* حفظ تنوع فرهنگ بومی و ملی
- اهمیت
اجتماعی
* بهبود فرهنگ عمومی
* افزایش خود باوری
* پرورش هم بستگی و اتحاد
- اهمیت
دفاعی
* پشتوانه ی امنیت واقتدار ملی
* صدور پیام انقلاب
* اهمیت هویت ملی
- حفظ
میراث
- حقظ
ارزش ها
- اهمیت
اقتصادی
* اشتغال زایی
* تولید ثروت
* درآمد وگردش مالی
* مبادلات خارجی یا صادرات
* فقر زدایی ومشارکت توسعه ی پایدار
- اهمیت
نو آوری وخلاقیت
* کمک به جریان آزاد اید ه ها
* خلق مفاهیم
* نو آوری
- اهمیت
زیست محیطی : صنايع فرهنگي و شاهراههاي اطلاعاتي
موانع توسعه صنایع فرهنگی در ایران، موانع
اقتصادی است. در کشور ما به صنایع فرهنگی به مثابه یک صنعت نگریسته نمی شود و بخش
فرهنگ به عنوان یک بخش مولد اقتصادی و نهاد تولید ثروت تلقی نمی شود و این بخش
صرفاً به منزله مرکز هزینه دیده می شود. همچنین اغلب مدیران موسسات فرهنگی،
اطلاعات کمی در خصوص قابلیتهای تجاری و اقتصادی صنایع فرهنگی دارند و به این دلیل
که کار خود را اقتصادی و یا دارای بازده اقتصادی نمیبینند، غالباً خواهان حمایتهای
دولتی هستند.
مانع ديگر، گسترش کمی و کیفی صنایع فرهنگی در سطح جهان است. در واقع محصولات فرهنگی کشور ما وارد رقابت شدید جهانی شدهاند. کشورهای پیشرو در عرصه صنایع فرهنگی، دارای امکانات زیادی هستند و همچنین با جهانی شدن اقتصاد و ظهور شبکه های اینترنتی، عرضه، تبادل و دسترسی به محصولات فرهنگی در سراسر جهان آسان و سریع شده است، و محدودیت های زمانی و مکانی دسترسی به بازار صنایع فرهنگی بسیار کم شده است. بدین ترتیب رقابت برای تولید کنندگان و عرضه کنندگان محصولات و خدمات فرهنگی کشور ما دشوار شده است.
دسته دوم از موانع رشد صنایع فرهنگی، موانع فرهنگی است. صنایع فرهنگی به دلیل ماهیت نرم آن، عموماً در پس زمینه صنایع سخت دیده میشود. به همین دلیل، در توسعه اقتصادی کشور نقش مهمی به صنایع فرهنگی داده نمیشود. همچنین شاخههای مختلف صنایع فرهنگی، اغلب به عنوان شاخههای مجزا و بدون هیچ رابطهای میان آن ها دیده میشوند. وقتی هر یک از این شاخهها، مستقل دیدهشوند، کوچک به نظر میرسند و بخشی مهمی در صنعت و اقتصاد به شمار نمیآیند.
نگارگری دورهٔ صفوی، تصویر رقص زنان با لباسهای شفاف روی دیواری از کاخ چهلستون، اصفهان
معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالیبافی، فلزکاری، سفالگری، پارچهآرایی و بسیاری از هنرهای صناعی در دوره صفوی رشد چشمگیر داشتند و در این دوره در همهٔ این رشتههای هنری، آثار ارزشمندی پدید آمد که جدا از نگارگریها و خوشنویسیهای زیبای بسیار، بناهای معماری مهمی مانند مسجد شیخ لطفالله، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند. قالی اردبیل هم که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری میشود یکی از آثار درخشان این دوره است. شهرهای مهم هنرپرور در عصر صفویان، اصفهان، تبریز، هرات و قزوین بودهاند.
از هنرمندان دوره صفوی، کمالالدین بهزاد، رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، آقامیرک و حسین بنا اصفهانی شناخته شدهتر هستند.
دورهٔ تیموریان ۷۷۱ – ۹۱۱ ه.ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و خارجی، دوره رونق فرهنگ، هنر، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود. دربارهای هرات، سمرقند، شیراز، تبریز و اصفهان بهسبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود[
تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر علاقه نشان میداد. از اینرو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان بودند. فرزند او شاهرخ و نوههایش الغبیگ، بایسنقر میرزا و ابراهیم میرزا نیز این سیاست را پیگرفتند. هنر نقاشی و خوشنویسی در دوره تیموری به شکوفایی قابل توجهی دست یافت.
نقاشی ایلخانی در دورههای تیموریان در ایران،
قالیبافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی مهم در ایران شهرتی جهانی دارد. یکی از آثار برجسته قالیبافی "قالی اردبیل است. قالی اردبیل یک جفت قالی ایرانی معروف است که در آرامگاه شیخ صفیالدین اردبیلی یافت شده است. این قالی از نظر طرح و بافت یکی از نفیسترین و مشهورترین قالیهای جهان است و هسته مرکزی گروه قالیهای ترنجدار است. انواع هنرهای مختلف نمایشی مانند نمایشهای خیمهشب بازی یا سایه عروسکها و مانند آنها تعزیه در ایران که نوعی نمایش سنتی در سوک مصائب حسین بن علی است یکی از نمونههای بارز هنرهای نمایشی سنتی در جهان اسلام میباشد.
نقاشی ، دوره عباسی به لحاظ شکلگیری و تکوین تزئینات وابسته به معماری و توجه به وجوهات زیباشناسانه آن اهمیت بسیار دارد نمونهای از نقاشی دوره عباسیان. فرشتهای در بوق می دمد. (احتمالا اسرافیل که در صور میدمد و خبر از برپایی قیامت میدهد.
، هنر فلزکاری دوره سلجوقی نوآوریهای هنرمندان و معماران ایرانی در دورانسلجوقی و خوارزمشاهیان از هند تا آسیای صغیر نتایج و پیآمدهای وسیعی در بر داشت؛ و هنرمندان در گسترهٔ وسیعی از هنرها، شامل نساجی و سفالگری، عاجکاری، فلزکاری با ویژگیهای منطقهای آثار ماندگاری را خلق کردند.
در عصر سلجوقیان هنر معماری به شکوفایی و کمال نسبی رسید و هنرمندان و معماران آثار فراوانی بوجود آوردند. در اواخر عهد سلجوقی ترئینات گچبری و رنگ اهمیت زیادی یافت. کاشی لعابدار فیروزهای در تزئین معماری بکار گرفته شد. سلجوقیان در بکارگیری گنبد دوپوسته سعی زیادی داشتند. نمونهٔ چشمگیر در این مورد گنبد مسجد جامع اصفهان است. بنای مدرسه از جمله بناهای مذهبی این دوران بود. معماری غیرمذهبی نیز همدوش معماری مذهبی بکار میرفت.
انواع متنوعی از سفالینهها کمی پس از روی کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. همچنین در این دوره هنر و فن فلزکاری نیز به شکوفایی و توسعه ویژهای دست یافت. در خوشنویسی خطی که قرآن به آن نوشته میشد هنوز خط کوفی بود اما رشد خط کوفی ایرانی در عهد سلجوقی به شیوایی خاصی رسید و شیوه ایرانی خط کوفی را پدید آورد. در همین عصر هم شاهد تذهیب در لابه لای حروف خطوط و سطرها نیز هستیم. شکلهایی که در تذهیب استفاده میشود بیشتر شامل نقشهای گیاهی و بخصوص نقوش معروف به اسلیمی است
دورهٔ تیموریان ۷۷۱ – ۹۱۱ ه.ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و خارجی، دوره رونق فرهنگ، هنر، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود
نگارگری دورهٔ صفوی، تصویر رقص زنان با لباسهای شفاف روی دیواری از کاخ چهلستون، اصفهان
معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالیبافی، فلزکاری، سفالگری، پارچهآرایی و بسیاری از هنرهای صناعی در دوره صفوی رشد چشمگیر داشتند و در این دوره در همهٔ این رشتههای هنری، آثار ارزشمندی پدید آمد که جدا از نگارگریها و خوشنویسیهای زیبای بسیار، بناهای معماری مهمی مانند مسجد شیخ لطفالله، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند.
نتیجه
گیری :
۱ . صنعت فرهنگی شامل مجموعه ای از
صنایع است که مواد اولیه و مضامین خود را از فرهنگ می گیرند .
۲ . هدف اقتصادی صنعت فرهنگی، تبدیل
فرهنگ به یک منبع اساسی و پویای ثروت است .
۳ . مهم ترین هدف اجتماعی صنعت
فرهنگی، توسعه ی فرصت های شغلی بر پایه ی کارآفرینی فرهنگی است .
۴ . صنعت فرهنگی برای تولید فرآورده
های مطلوب خود، از فناوری های فرهنگی بهره می گیرد. البته این بدان معنا نیست که
فناوری های غیر فرهنگی نقشی در این صنعت ندارند. آن ها فناوری های مکمل یا توان
افزا، برای صنایع فرهنگی به شمار می آیند .
منابع
- صنایع فرهنگی محورتوسعه مشهد؛ گفت و گو با عقیل ملکی فر؛ پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش موسسه فرهنگی هنری خراسان (رصد)
- صنایع فرهنگی و چالشهای آن در ایران؛ گفتگو با دکتر سید محمد مهدیزاده؛ کتاب ماه علوم اجتماعی؛ اسفند ۱۳۸۸؛ شماره ۲۴
- صنایع فرهنگی، اولویت تولید ملی؛ محمد واعظی نژاد
- صنایع فرهنگی؛ مهدی یک پسر
ت علمی و…است.
2 – بیگی ،
مهدی و اعظم ، علی. (1384) . اقتصاد فرهنگ و سیاست های فرهنگی . تهران : نشر وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامی
3 – پژوهشنامه صنعت فرهنگی (شماره 12 زمستان 1386) .
بررسی موانع صنعت فرهنگی میان تجار ایران و آذربایجان . پژوهشکده تحقیقات
استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
منابع: 1.↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ماهنامه سفر، «پیشانی هنر ایرانیان» نوشته فاطمه عرفانی، شماره۱۳، سال شانزدهم، دوره جدید، دی ۱۳۸۶، ص. ۳۲.
2.↑ فرشی از اردبیل جزو 50 شاهکار هنری جهان
- دانشنامه جهان اسلام
پاکباز، روئین، دایره المعارف هنر، انتشارات فرهنگ معاصر ISBN 964-5545-41-2
ارزش و مقام والای فرهنگ ایرانی را میتوان در این سخن فردوسی بزرگ یافت
جهان زیر آیین و فرهنگ ماست سپهر روان جوشن جنگ ماست
که خون ریختن نیست آیین ما نه بد کردن اندر خور دین ما